کشف تازه ها
هرروز دوست داری چیز تازه ای را تجربه کنی وترس وخط قرمز برات معنی نداره حالا از بالا رفتن نبردبان به تنهایی باشه یا سرک کسشیدن از بام خانه به پایین وبگم به اندازه ذره ای به فکر دل من هستی دروغ ،تو سعی داری هر روز چیز تازه ای را کشف کنی وهر روز به دلواپسی ها ودلنگرانی های من اضافه می شه می دانم ویقین دارم که خداوند به طور ویژه ای از شما کوچولو ها مراقبت می کنه ولی خوب منم ویه دنیا دلنگرانی برای هر روز وهر لحظه ات وتنها وتنها کاری که برام مانده توکل به خدا وسپردنت به پناه اونه.در امان باشی. ...
خوشمزه مثل عسل
گاهی وقتها که می خواهی سریع ابراز وجود کنی و بپری وسط حرف منو بابایی کلماتت را اشتباه یا به قول خودت اشتبازی تلفظ می کنی وطعمی به شیرینی عسل به حرفهایت می بخشی ... روشن...خوشن-رادیو...رایدو-مبل...ملب-جودی...جوگی-تاکسی...تاسکی-شوخی...خوشی-به خاطر...به خارط-شکست...ششست-تقصیر ...تخصیر-لطفن...لفطن-بدوز...ادوز-ساختمون...خاستمون-اشتباهی ...اشتبازی-لقمه...قلمه-زن عمو...زمنو-خشتک...شختک-نقشه...نشقه-اسب...ابس-قورباقه...قوربابه-لاک پشت ...قاب پشت-بشکن...بشکم-سفال...سخال-یادم رفت...آدم رفت وخیلی حرف های دیگه که معذورم از نوشتنشان،البته تمام این حرف ها را خیلی خوب بلدی تلفظ کنی ولی وقتی می خواهی با عجله صحبت کنی کلمه ها را اون جوری که خ...
ببین نقاشی هام چه خوشگله
یه روز که از کلاس نقاشی برگشت خونه خواستم نقاشی هاش را بهم نشون بده وقتی با ذوق تمام این کار را می کرد می تونستم ته چشماش ناراحتی کوچولوش را ببینم تا اینکه خودش با زبان کودکانه بهم فهماند که معلم سر کلاس برچسب تشویق برای بچه های دیگه زده و او ن که این تشویق شامل حالش نشده بود یه غصه کوچولو رو بوم دلش نشست ،منم سعی کردم برای جبران این دلشکستگیش در قسمت تمرین خانه کنار نقاشی های نازش یه برچسب کفش دوزک بزنم تا از دلش بیرون بره واز طرفی شاید معلمش هم متوجه موضوع بشه ... بعید می دونم چون کلاس تابستانه است نمی خوام با معلم هاش توجیهی صحبت کنم ولی خیلی می ترسم آخه حسین کوچولوم برا ی خودش دنیایی ساخته از مدرسه وکلاس ومعلم و هم کلاسی هاش نمی خوام مر...
کوچولوی زود رنج مامان
نمی دونم وقتی کوچیک بودم چقدر معنی بدقولی وتنهایی برام معنا داشت اما خوب می دونم که کوچکترین حرکت من در قبال حسین معنایی ژرف برای او دارد همیشه سعی می کنم وقتی خوابه به اتاق کارم بیام و به قراردادن مطلب توی وب کوچولوم بپردازم وخدا نکنه که حسین وسط کار بلند بشه خیلی زود از من می خواد برم پیشش و وقتی کمی دیرتر برم با چهره ناراحت وابروهای گره کرده وروی برگشته متوجه دسته گلی می شم که به آب دادم همه اینها بخصوص نگاه سرد وسکوتش یعنی از دستم حسابی دلگیر شده حالا بیا و براش توضیح بده اصلا توضیح من براش قانع کننده نیست وفقط گه گداری با اخم یه نیم نگاهی به مامان می ندازه مگر اینکه مامان با طرفندهایی این بدقولی را از دلش در بیاره و وقتی شاد شد دیگه یا...
تردید مادرانه
شاید یه حس مادرانه یا ترسی موهوم ،نمی دانم چند وقتی است که با خودم کشمکش داشتم که آیا ساخت یک وبلاگ درسته یا نه آن هم در زمانه ما ...در محیط سایبری بی شک کاراکتر به کاراکتر نوشته هایمان وعقاید نهفته در آن مورد بررسی از ما بهتران قرار می گیرد .برایم این سوال پیش آمده که آیا کودکم دوست دارد تا کودکی هایش را در پهنای این دنیای بی کران مجازی به تجسم بکشانم ؟نمی دانم؟اما اینرا خوب می دانم که نمی توان از حقیقت این دنیای محصور کننده گذشت واین گستره بی جا ومکان امروز بخش وسیعی از زندگی ما را به خود اختصاص داده واز قدیم گفته اند طلا که پاک است چه حاجت به خاک است زندگی مثل کف دست است صاف وهویدا پس چیزی برای پنهان کردن نیست که بخواهم از آن بهراسم صاحب...
بلاخره منم رفتم مدرسه
بلاخره مامانی منم به آرزوش رسید ، بعد از یک سال تحصیلی که چشمت به بچه ها بود وتمام وقت کیف به دوش حسرت می خوردی حالا به آرزوت رسیدی ،کلاس نقاشی وژیمناستیک انرژی تازه ای به تو داده لحظه شماری کردنت واسه رفتن به کلاس دیدنی واز همه شیرین تر خداحافظی تو با معلمت دست کوچولوت را به سمت مربی دراز می کنی وبعد از تشکر با جدیت تمام به مربیت میگی فردا می بینمت .خیلی خوشحالم که به خواسته ات رسیدی خیلی آرامتر شدی و روزها برات معنی تازه ای به خودش گرفته انشاالله روی کرسی دکترا ببینمت مامانی گلم .هنوز بلد نیستی نقاشی با موضوع بکشی ومن باید راهنماییت کنم وگرنه یه خط می کشی و انتهای آن را به هم می رسونی برای من این کار تو یه قدم بزرگ ولی برای مربی که شا...










